تحقیق در موردجنگ، سیاسی، اجتماعی، می­توان، نرم،

نتایج دلخواه، نیازمند طراحی راهبردی و رهبری با مهارت است» (Nye,op.cit: 39-40  ).این امر نه تنها ساختار قدرت کشورها را تحت تأثیر قرار می­دهد، بلکه فرآیندهای کنش سیاسی، اقتصادی و امنیتی را نیز با تغییرات و دگرگونی­هایی روبه رو شاهد ساخت. «جوزف نای» در این فرآیند تأکید دارد که جنگ نرم ماهیت غیر مستقیم، پیچیده و نامحسوس دارد.در چنین شرایطی حوزه نبرد و رقابت از عرصه منطقه­ای و بین­المللی به حوزه داخلی کشورها منتقل می­گردد.

2-14-2) نیکولاس لومان[54]:

رویکرد «نیکولاس لومان»را می­توان در ارتباط شاخص­های کنش اجتماعی در جوامع سیاسی پیچیده و نسبتاً پیچیده مورد توجه قرار داد. در این جوامع، موضوعات اجتماعی صرفاً تحت تأثیر فضای درون ساختاری و محیط مربوط تلقی نمی­شود. در چنین جوامعی، شاهد تأثیر گذاری و نقش آفرینی نیروهای فراملی نیز می­باشیم. ترکیب نیروهای اجتماعی و بین­المللی، از یک سو فضای عدم تعادل را به وجود می­آورد و از سوی دیگر می­توان آن را زمینه ساز فرآیندی دانست که در ادبیات موجود دارای جلوه­هایی از بی­ثباتی و عدم تعادل است. این امر زمینه ساز جنگ نرم محسوبمی­شود (Luhmann,1990: 425).نیکولاس لومان سیستم­های اجتماعی را به عنوان واقعیت­های تجربی تلقی می­کند. وی بر این باور است که در نظام­های اجتماعی و بین­المللی، صرفاً یک سیستم وجود ندارد، بلکه شکل بندی­های متفاوت و متنوعی وجود دارند که قابلیت تأثیرگذاری بر محیط سیاسی کشورها را پیدا می­کنند. در جوامع بسیار پیچیده، هر نظام سیاسی صرفاً تحت تأثیر نیروهای ورودی و خروجی ساده قرار  نمی­گیرد، بلکه نیروها وعناصر متنوعی وجود دارند که شرایط لازم برای تأثیر گذاری بر محیط اجتماعی را به دست می­آورند. در این فرآیند، سیستم سیاسی، مطالبات و حمایت­های خود را از عرصه­های اجتماعی و بین­المللی کسب می­کند. این امر را می­توان زمینه ساز کسب مواد خام برای فعال سازی سیستم دانست. تصمیمات الزام­آور در نظام­های سیاسی تحت تأثیر نیروها و عوامل متنوع­تر شکل می­گیرد.اگر نهادهای اجتماعی قابلیت تطبیق خود با محیط بین­الملل و فرآیندهای سیاسی ناشی از آن را نداشته باشند، در آن شرایط با جلوه­هایی از عدم تعادل مزمن رو به رو خواهند شد. این امر نشان  می­دهد که شکل بندی­های قدرت و سیاست، صرفاً تحت تأثیر اراده نظام سیاسی قرار ندارد و نیروهای مختلفی می­توانند بر فرآیندهایی سیاسی تأثیر بگذارند. نظام­های سیاسی برای محور سازی نیروهای گریز از مرکز و همچنین حداقل سازی فضای عدم تعادل، نیازمند ایجاد نهادهای متنوع برای «کنترل اجتماعی[55]» می­باشند. به عبارت دیگر هر نهاد اجتماعی می­تواند «مرزهای معنادار» جدیدی را تولید کند. لومان بر این باور است که بدون شکل گیری تحرک و کنش­گری چنین نهادهایی، نظام سیاسی و اجتماعی در  «شرایط آنومی[56]»و ناپایداری قرار خواهد داشت (لانک و شیمانگ، 1388: 85).

این امر نشان می­دهد که از یک سو نظام­های اجتماعی و سیاسی نیازمند تحرک، تحول، دگرگونی و بازتولید می­باشند و از سوی دیگر، چنین نظام­هایی با پدیده­های جدید و متنوعی روبه رو می­شوند، پدیده­هایی که ماهیت قدرت را دگرگون می­سازند. قدرت در اندیشه­های لومان صرفاً مربوط به ساختار سیاسی نیست. در بسیاری از مواقع، کاربرد قدرت توسط ساختار، با مقاومت نیروهای اجتماعی و بین­المللی رو به رو می­شود. این امر بیانگر جلوه­هایی از افزایش پیچیدگی ساختار کنش اجتماعی است. به هر میزان بازیگران متنوع­تری در شکل گیری حوادث تاریخی و رویدادهای سیاسی نقش آفرین باشند؛ میزان کنترل نهادهای سازمان یافته سیاسی کاهش بیشتری خواهد یافت. چنین فرآیندی، نظام­های سیاسی را با پدیده­های بی­ثباتی مزمن، تدریجی و مرحله­ای رو به رو می­سازد. اگر چنین روندی ادامه یابد، زمینه­های جنگ نرم ایجاد خواهد شد (مونکلر، 1384: 45).«به طور کلی یکی از مهم­ترین دلایل چنین وضعیتی را می­توان فقدان و ناکارآمدی نخبگان سیاسی مقاوم در برابر فساد دانست، نخبگانی که ورود به دستگاه­های دولتی را مکانی برای سودجویی تلفی نکنند  بر خلاف تصور رایج که در بحث مربوط به علل جنگ­های نرم و چگونگی خاتمه دادن به آن شنیده می­شود، فقر و فساد و خشونت را می­توان در زمره عواملی دانست که زمینه گسترش منازعات درون اجتماعی را به وجود می­آورد» (مونکلر، 1384: 6).به عبارت دیگر، می­توان به این جمع بندی رسید که جنگ با سلاح، کارکرد خود را از دست داده است. در بسیاری از مواقع، راهبردهای امنیتی بر تولید تصاویر تأکید دارد. استفاده از تصاویر به منزله ابزاری برای پیشبرد جنگ نرم تلقی می­شود. این امر مسیری تعیین کننده برای تدام فریند نامتقارن سازی جنگ محسوب می­شود. از آنجا که این گونه تصاویر برای تضعیف آمادگی شهروندان در پشتیبانی از تصمیمات سیاسی دولت مورد استفاده قرار می­گیرند، هر گونه نظارت، کنترل و سانسور آنها نیز تبدیل به وسیله­ای برای محافظت و دفاع گروه­هایی می­شود که مورد تهاجم قرار می­گیرند (مونکلر، 1384: ص45).به این ترتیب ، زمینه­های شکل گیری جنگ نرم در حوزه­های ژئوپلیتکی خاص وجود دارد، حوزه­هایی که از یک سو زمینه­های کنش و نقش آفرینی بازیگران مؤثر در نظام بین­الملل وجود دارد و از سوی دیگر، میزان همبستگی اجتماعی در آنها محدود خواهد بود. بنابراین، طبیعی است که درجات بالایی از منازعه و پراکندگی در قالب جنگ نرم در آنها ایجاد شود. این امر نشان می­دهد که شاخص­های محیط ژئوپلیتکی جنگ نرم با نشانه­هایی از جمله: منازعه، پراکندگی، فشار سیاسی و رویارویی پیوند می­یابد.

2-14-3)نظریات و نظريه پردازان پست مدرن[57]:

به طور کلی بر خلاف نظریه پردازان سنتی و مدرن که بیشتر بر عوامل محسوس و سخت­افزاری قدرت تأکید داشتند، در نظریات پست مدرن، قدرت ماهیتی چند لایه می­یابد و دارای مرکزیتی نیست. نظریه پردازان این گروه افرادی نظیر فردریک نیچه[58] مارتین هایدگر[59]  میشل فوکو[60]  و ژان فرانسوالیوتار [61] هستند. در نظریات پست مدرن نیز تأکید بیشتر بر اقتدار به جای قدرت و اعتقاد به نرم­افزاری و فرهنگی شدن ماهیت قدرت است.

این نظریه پردازان که تأملات نظری خود را به اقتضای توجه به خلاقیت­ها و انگیزش­های فردی انسان تدوین می­کنند. سطح بازی جهانی و یا تعامل قدرت در سطح جهانی را بین فرد تا عرصه­ی جهانی می­دانند و معتقدند با جایگزین کردن «امنیت تدبیر ساز[62]» قشری انسان به جای عکس­العمل طبیعی و فرو عقلی وی قادر است کمیت زندگی و دستاوردهای آن را بهبود بخشد.

در جهان پسامدرن که رسانه‌های ملی و جهانی ما را با انبوهی از تصاویر (همان‌گونه که بخش‌های خبری تلویزیون، رویدادهای متنوعی را از نقاط مختلف جهان، به سرعت به نمایش می‌گذارند) بمباران می‌کنند، هویت ما ممکن است از طریق تجربه‌هایی که در زندگی روزمره، کسب می‌کنیم نیز از طریق رویارویی با حوادث دوردست که از طریق رسانه‌های گروهی به ضمیر خودآگاه ما وارد می‌شوند، شکل گیرد (مویر، 1379: 56).

جنگ تبلیغاتی یکی از ابزارهای نرمِ قدرت سیاسی است که در سیاست کلان هر دولت درکنار سایر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی به‌منظور تحقق اهداف سیاست‌ خارجی عمل می‌کند.

جنگ تبلیغاتی نوعی جنگ روانی است که می‌توان این­گونه تعریفش کرد: استفادة برنامه‌ریزی شدة دولت از اقدامات تبلیغاتی در زمان جنگ یا حالات فوق‌العاده به‌منظور تأثیرگذاری بر دیدگاه‌ها، احساسات، موضع‌گیری‌ها و رفتار گروه‌های دشمن، دوست و بی‌طرف به منظور کمک به تحقق سیاست‌های دولت (معاونت فرهنگی سپاه، 1382).

جنگ تبلیغاتی را جنگ روانی، جنگ نرم، جنگ بدون خونریزی و جنگ سردِ اعصاب برای کنترل ذهن و اراده مردم و شکستن اراده دشمن نیز تعریف کرده‌اند.

 

 

 

 

 

جمع­بندي فصل دوم:

در فصل دوم سعی بر آن شد که به تبيين مفاهيم مرتبط با جنگ نرم و تفاوتها و اشتراكات آن با جنگ سخت اشاره شود. جنگ نرم به دنبال ايجاد تحول در جوامع مختلف با تكيه بر تغيير ديدگاه‌ها و نگرش‌هاي بازیگران می­باشد. جنگ سخت با اتكا به قدرت سخت، شامل ابزارهاي مادي، نيروي نظامي و اقتصادي مي­باشد. قدرت نظامي در هر كشور، نهاد اصلي قدرت سخت در آن كشور به حساب مي­آيد و به توان اقتصادي، قدرت نيمه­سخت مي­گويند. اما جنگ نرم با اتكاء به قدرت نرم انجام مي­شود. قدرت نرم، توانایی نفوذ و تأثير بر افكار، انديشه­ها و اذهان با هدف تحميل خواست و اراده از طريق جلب نظر و متقاعد ساختن ملت و دولت هدف بدون استفاده از زور و فشار فيزيكي است. تفاوت­ جنگ نرم و جنگ سخت را مي­توان چنين برشمرد:

1- شيوه­ها و روش­هاي جنگ سخت، زور و اجبار با تكيه بر قدرت سخت است، در حالی كه در جنگ نرم از شيوه و   روش القاء، اقناع و متقاعدسازي استفاده مي­شود.

2- جنگ سخت، مادي، فيزيكي و تخريب به قصد تصرف، اشغال و خسارت وارد كردن است، در حالي­كه هدف اصلي  جنگ نرم، تغيير ذهن­ها، باورها، عقائد و ارزش­ها و تأثيرگذاري بر فرآيند انتخاب­ها و تصميم­گيري­ها و تغيير الگوي رفتاري در حوزه­هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي است.

3- قلمرو جنگ سخت، امنيتي ، نظامي است، در حالي كه قلمرو جنگ نرم، اجتماعي، سياسي و فرهنگي مي­باشد.

4- جنگ سخت، عيني، ملموس، قابل مشاهده و اندازه­گيري است، در حالي­كه جنگ نرم، غير ملموس و داراي فرآيندهاي بسيار ظريف، پيچيده و نتيجه­ی پردازش­هاي ذهني نخبگان است.

5- جنگ سخت به دليل ملموس بودن، افكار عمومي را برانگيخته و عكس­العمل­هاي جدي و آني مردمي را به دنبال دارد، لكن در جنگ نرم به دليل غير ملموس بودن، حساسيت عمومي بر انگيخته   نمي­شود و صرفاً عكس­العمل­هاي بسيار محدود و كند از ناحيه­ی برخي نخبگان به وجود مي­آيد.

6- آثار و پيامدهاي جنگ سخت و جبران آن در كوتاه مدت ممكن است، اما آثار و پيامدهاي جنگ نرم پايدار خواهد بود و بر همين اساس، خسارات و تبعات جنگ نرم به راحتي قابل جبران نمي­باشد به اختصار، جنگ نرم به مثابه نوعی منازعه مانند سایر منازعات دارای اهداف خاص از اهداف حداقلی تا اهداف حداکثری است. هدف جنگ نرم تغییر در ارزش­ها و باورهای مسلط جامعه است. جنگ میان شیوه­های مختلف تفکر، ارزش­ها، افکار و نبرد میان فرهنگ و تفکر بومی با فرهنگ و تفکر مهاجم به­منظور تسلط بر افکار و رفتار جامعه هدف می­باشد. سرنوشت این جنگ در یک فرآیند آرام و خزنده به­شدت بر ظرفیت­ها و توانایی­های فرهنگ­ها در جذب افکار عمومی بستگی دارد.

 

 

 

 

 

 

 

فصل سوم:

 

امنیت و امنیت اجتماعی

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

استقرار امنیت همه­جانبه در حوزه­های گوناگون کشور، از جمله کارکردهای حکومت تلقی می­شود که امنیت اجتماعی از این مقوله مستثنی نیست. امنیت اجتماعی باعث

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید