Menu

تحقیق در موردآمریکا، جنگ، خلیج، نظامی، عربی

0 Comment

تمیز داد (WWW.DID.ir) ایران، عراق و مجموعه كشورهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، بازیگران بومی اصلی درگیر در معادلات قدرت در این منطقه بوده­اند.

3-3-4-1  رابطه آمریکا با ایران

آمریکا به منازعه سیاسی با ایران به بهانه جنگ با تروریسم می پردازد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، ایدئولوژی آمریكایی بر مبنای مقابله با گروه‌ها و نیروهای اسلام‌گرا شكل گرفت و بر اساس چنین نگرشی ، ایران، در فضای رفتار تروریستی قرار گرفت. آمریكایی‌ها بر این اعتقادند كه هر گونه تولید قدرت در كشوری هم چون ایران منجر به افزایش تروریسم می‌شود. لذا تلاش می­كنند كه قابلیت‌های ساختاری و اجتماعی و استراتژیك ایران را به موازات یکدیگر كاهش دهند.( متقی، 1385 ص 129 )اقداماتی از قبیل تحریم­های اقتصادی، فشار سیاسی- دیپلماتیك، تهدید به استفاده از زور، تلاش برای جلوگیری از رشد علمی، تكنولوژیكی و مخصوصاً دانش هسته­ای و سایر اقدامات گسترده و متنوعی كه برای جلوگیری از قدرت یابی ایران در دستور كار امریكا قرار داشته و دارد در راستای کاهش و یا حدف نفوذ ایران در منطقه بوده است.

3-3-4-2  رایطه آمریکا با عراق

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، آمریکا براساس ساختار توازن قدرت با هزینه مهار ایران،با عراق رابطه خوبی داشت.اما  با پایان جنگ عراق علیه ایران و شرایط مساعدی كه برای بلند پروازیهای صدام در منطقه وجود داشت و حمله این كشور به كویت، امریكا در منطقه، سیاست دیگری را دنبال كرد و در حقیقت، سیستم توازن ضعف با هدف مهار عراق را پی ­ریزی کرد. در تمامی این مراحل، كشورهای منطقه عربی به عنوان متحد و هم پیمانان امریكا در منطقه عمل كردند.

پس از 11 سپتامبر و تغییر استراتژی امریكا و مهیا شدن زمینه­ برای اجرای طرح‌های آماده در پنتاگون و كاخ سفید و بر اساس راهبرد اقدام پیش دستانه، طرح خاورمیانه بزرگ وارد مرحله اجرایی گردید. در فاز سخت افزاری این طرح، همان طوری كه قبلا اشاره شد سرانجام عراق را مورد تهاجم قرار داد و این کشور را اشغال کرد.رایس، وزیر خارجه امریكا می­گوید:

یك عراق تحول یافته می‌تواند عنصری كلیدی در خاورمیانه باشد كه آرمان ایدئولوژی­های نفرت‌زا رشد نكنند.  (آیتی، 1389ص 218.) بنابراین می‌توان چنین ادعا كرد كه یكی از اهداف اصلی امریكا در عراق جدید، حذف نقش ایران در معادلات قدرت در منطقه و جلوگیری از رشد و توسعه ایدئولوژی‌های رادیكال اسلامی بوده است.

3-3-4-3  رابطه آمریکا با کشورهای عربی حاشیه جنوبی

کشورهای عربی روابط خوبی با آمریکا دارند و به رغم مخالفت عموم مردم، آمریکا را حامی خود می دانند.     ( نظرپور،1380ص1)

ایالات متحده موفق گردید بعد از پایان جنگ دوم خلیج فارس، قراردادهای امنیتی گسترده و قابل توجهی را به امضا برساند ونیروهای خود را در منطقه مستقر كرده و حجم آن ها را افزایش دهد.(متقی،  197ص1376)

بعد از جنگ خلیج فارس، موافقت نامه های مربوط به همکاری های دفاعی دوجانبه میان آمریکا وکشورهای عربی کرانه خلیج فارس به امضا رسید و طی آن حضور نظامی ایالات متحده در منطقه مورد تاکید و تضمین قرارگرفت.ویژگی ها ومشخصات هریک ازاین موافقت نامه های دفاعی براساس نیازها و درخواست کشورهای مورد نظرمتفاوت است،البته به طورکلی می توان گفت این موافقت نامه ها دسترسی آمریکا به پایگاه ها و امکانات نظامی کشورهای منطقه را مهیا ساخت.

علاوه برگسترش نیروهای نظامی آمریکا درمنطقه، برنامه ریزی لازم برای آموزش، سازماندهی، گسترش کمی وکیفی، نیروهای نظامی کشورهای عربی درحوزه خلیج فارس توسط نیروهای مستشاری ایالات متحده درکشورهای منطقه نیزبه انجام رسیده است. (متقی،1376ص197)

ایالات متحده با عمان درسال1990، عربستان سعودی درسال1990 بحرین درسال1990، کویت درسال 1991، قطر درسال 1992و با امارات متحده عربی درسال 1994موافقت نامه دفاعی امضا کرد.( حجار،1381ص44)

3-3-5 نقش آمریکا در ممانعت از ایجاد امنیت دسته جمعی در منطقه خلیج فارس

3-3-5-1  دخالت های آمریکا در بحرانهای منطقه وترویج نا امنی بیشتر(قبل از 11سپتامبر)

دخالت های ایالات متحده آمریکا در جهت حفظ منافع خود در منطقه خلیج فارس و در راستای حفظ ثبات به نفع خود سبب شده است تا درگیریهایی خواه بصورت خواسته و یا ناخواسته در منطقه ایجاد و جو منطقه  متشنج شود .موضوع مورد بحث ما بعداز پایان جنگ سرد یعنی فروپاشی شوروی است ولی با توجه به پیوستگی جدا نشدنی در مسائل ایجاد شده می توان گفت که آمریکا در مرحله اول برای مهار ایران ،عراق را وادار به حمله به ایران کرد ودر مرحله بعد عراق با داشتن موقیت نظامی در منطقه به کویت حمله ور شد که شاید خود آمریکا دلیلی بر این امر باشد تا حضورش را پررنگ کند و در پایان با این بهانه ساختگی عراق را و یا بهتر است بگوییم منطقه را به چالش بکشاند ودر نهایت به تسخیر خود در آورد.

 

الف) حمله عراق به ایران

پیروزی انقلاب اسلامی ایران شوك عظیمی به ایالات متحده آمریكا وارد آورد و قالب دكترین دو ستونی نیكسون،و نقش ژاندارم منطقه ای حامی منافع او فروریخت. می توان گفت که بزرگ ترین و مهم ترین شكست استراتژیك برای سیاست خارجی آمریكا در منطقه بود  که در بدست آوردن آن سعی نمود. با توجه به اینکه در اوایل دهه ی 1980 توان حمله نظامی موفقیت آمیز علیه ایران را نداشت، بدین خاطر در راه رسیدن به یک توان نظامی مناسب نیازمند زمان بود که بالاخره  اولویت را به براندازی جمهوری اسلامی ایران توسط دیگران داد و به این دلیل، وظیفه حمله به ایران را به عراق سپرد.( الهی، 1384 ص259)

کنت تیمرمن در کتاب خود در این باره می نویسد: به نوشته نیویورک تایمز و اظهارات یک ایرانی مقیم خارج از کشور، برژینسکی(1) به اردن رفت و با رهبر عراق در نخستین هفته ماه ژوییه1980 (اواسط تیرماه1359) به طور محرمانه دیدار کرد. به نوشته این روزنامه، هدف از این دیدار بحث و مذاکره پیرامون راه های هماهنگ کردن فعالیت های آمریکا و عراق و مخالفت با سیاست های ایران بود. ( تیمر من، 1373 ص 165)

وی در قسمت دیگری در همین باره می گوید:

برژینسکی در سفری به اردن با مالک حسین دیدار نمود و احتمال دارد با یکی از فرستادگان بلند مرتبه عراقی، در مورد احتمال وقوع جنگی بین ایران و عراق، و نظر آمریکا در این باره مذاکره کرده باشد. در بغداد چنان دیداری به منزله چراغ سبز آمریکا به عراق در مورد جنگ با ایران تلقی شد. گری سیک  مشاور پیشین برژینسکی در مصاحبه ای گفت:

Brzezineski (1)

شکی در این باره نبود که قلب برژینسکی برای کدام طرف می طپد. انقلاب اسلامی منافع آمریکا در منطقه را تهدید می کرد و یک عراق قدرتمند می توانست جلوی آرزوهای توسعه طلبانه(آیت الله) خمینی را سد کند. برژینسکی عمداً این تلقی را در صدام به وجود آورد که آمریکا در مورد تهاجم عراق به ایران به او چراغ سبز داده است چون هیچ چراغ قرمز آشکاری در مورد تهاجم به صدام نشان داده نشد.این نویسنده در ادامه مطلب می گوید: از نظر یک استراتژیک سرسخت مثل برژینسکی، این یک اقدام خطیر بود که به ریسک کردنش می ارزید. خاصه اینکه مسأله گروگان ها در تهران هنوز حل نشده بود و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هم در ماه نوامبر در پیش بود. (تیمر من،1373ص 165)

مسأله تحریک و تشویق عراق به حمله به ایران توسط آمریکا موضوعی است که در کتابها و نشریات گوناگون در کشورهای دیگر نیز به آن تصریح شده است از جمله مجله العالم  می نویسد:

آمریکا دوبار به طور مستقیم راه نظامی برخورد با ایران را برگزیده بود. ابتدا با تحریک عراق برای حمله به ایران و سپس در اواخر جنگ ایران و عراق، با زدن سکوهای نفتی ایران. (مجله العالم ، شماره 531، خرداد 1374.) و نگران از صدور انقلاب اسلامی ایران، بر دامنه حملات عراق علیه ایران افزوده و قطعنامه های شورای امنیت را مطابق با پیروزی و شکست  تنظیم کرد.

اما چرا در بین کشورهای همسایه، عراق برای این تجاوز انتخاب شد؟

عراق تنها کشوری در منطقه بود که می توانست به دلایل زیر، به این طرح شیطانی جواب مساعد دهد:

الف-  موقعیت جغرافیایی این سرزمین به عنوان حایل میان ایران و کشورهای عربی.

ب-  جمعیت مناسب.

ج- داشتن ارتش قوی.

د- اقتصاد نسبتاً منسجم.

و- عامل عربیت.

ن- داشتن یک رابطه دوستانه با شوروی.

ی- وجود یک فرد خشن و فرصت طلب در رهبری آن.

ه- تخاصمات تاریخی ایران و عراق که عراق را قادر و تشویق به این تجاوز کرد.

با توجه به زمینه های فوق، عراق که درصدد بود تا مقام ممتاز را در جهان عرب به دست آورد، بهترین فرصت را به زعم خود در یک جنگ عربی- مجوسی یافت. (روزنامه اطلاعات، 8/6/1372)

عراق در هفدهم سپتامبر 1980(31/6/1359)،عهدنامه مرزی و حسن همجواری1975 با ایران را به طور یک جانبه لغو و سپس در روز بیست و یکم سپتامبر از زمین و هوا و دریا به ایران حمله کرده و به این ترتیب جنگ بین دو کشور آغاز شد.( جعفری ولدانی. 1371 ص157).

تلاش های آمریکا برای مجازات، انزوا، و تضعیف حکومت(امام) خمینی ، زمینه ای را به راحتی برای عراق فراهم آورد که در سپتامبر1980 به ایران هجوم ببرد و حتی در پایان جنگ نیز می بینیم که استراتژی آمریکا برای برقراری صلح سبب شد تا سرانجام قطعنامه 598 در تیر ماه 1366 با 15 رای موافق و بدون رای مخالف و ممتنع به تصویب برسد. آمریکا برای موافقت ایران با قطعنامه 598، علاوه بر استفاده از اهرم نظامی( حضور در منطقه خلیج فارس) با هدف تحریم تلاش خود را آغاز کرد.( توفیقیان،1387ص 3)

در پایان کار می بینیم ، آمریکا علاوه بر اینکه نتوانست سیاست مد نظرش را در حفظ موازنه  بین این دو برقرارنماید ، به عبارتی دیگر شرایط برای حمله به کویت را مهیا کرد و منطقه بیشتر به چالش کشیده شد و سبب ترویج نا امنی بیشتری گردید.

ب) حمله عراق به کویت

بعداز پایان جنگ 8 ساله عراق علیه ایران. ارتش عراق در زمان حکومت صدام حسین و حزب بعث در تاریخ ۱۱ مرداد ۱۳۶۹ (۱۹۹۰ م ) به کویت حمله و این کشور را اشغال کرد.

بعضى بر این عقیده هستند كه چراغ سبز دولت آمریكا به رژیم صدام، همچون چراغ سبز این كشور در تجاوز به ایران، موجب تشویق وى به این اقدام شد تا آمریكا بتواند به بهانه‏ حمایت از دولت‏هاى وابسته و تحت سلطه خود، مجوز دخالت بیشتر را در منطقه و به ویژه در خلیج فارس كسب نماید و اهداف شوم منطقه‏اى و بین المللى خویش را در شكل دادن به نظم نوین جهانى خصوصا در آن مقطع خاص كه ابر قدرت شرق دچار فروپاشى شده بود، محقق نماید. سخنان جرج بوش رییس جمهوری وقت آمریكا به خوبی گویای این سیاست آمریکا بوده و این نظر را تأیید می کند . وی چنین اظهار داشت که موضوع تنها یك كشور كوچك نیست هدف ما یك عقیده تازه است ، یك نظم نوین جهانی نظمی كه در آن كشورهای مختلف تحت یك جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید