تحقیق با موضوعهند، سیاست، هندوستان، امنیت، توسعه‌ی

در منطقه نگريست و دليلي براي كم اهميت شمردن اين كشور نسبت به ديگر قدرت‌هاي منطقه اي وجود ندارد. به علاوه با در نظر گرفتن ماهيت دموكراتيك حكومت هند سنخيت بيشتري بين واشنگتن و دهلي نو در اين رابطه ديده مي‌شود ( گوهري مقدم 155،135)

 

3-8- سیاست خارجی هند نسبت به ایران

دو کشور ایران و هند داراي روابط تاریخی و دیرینه بوده اند . ایران تا سال 1947 میلادي با کشور هند همسایه بوده و پس از آنکه شبه قاره هند تجزیه شد ، پاکستان به عنوان کشورحائل مابین ایران و هند قرار گرفت. نکته جالب اینکه از آن زمان تاکنون علاوه بر شکل گیري نوعی حائل جغرافیایی میان ایران و هندوستان، در بسیاري از عرصه ها، مسائل و موضوعات منطقه اي، پاکستان به عنوان یک متغیر میانجی در روابط جمهوري اسلامي‌ایران و هند عمل مي‌کند.

در بررسی تعاملات خارجی هند مي‌توان سیاست خارجی آن کشور را به سه مقطع متفاوت تقسیم کرد:

1) مقطع طولانی که از استقلال هند در سال 1947 آغاز مي‌شود و تا سال 1990 که مصادف با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروي است، ادامه پیدا مي‌کند. سیاستی که در این دوره به عنوان جهت گیري سیاست خارجی هند مطرح شد به نهروئیسم معروف است. در این دوره شاخص اصلی سیاست خارجی هند شامل عدم اتحاد با قدرت‌هاي بزرگ و ائتلاف با کشورهاي جهان سوم شناخته شده و نخبگان و مقامات هندي تلاش مي‌کردند تا به عنوان یک عنصر میانجی، میان قدرت‌هاي بزرگ و تقویت نهادهاي بین المللی، در جهت منافع ملی هند موضع گیري کنند. سال‌هاي پس از جنگ جهانی دوم، جهان شاهد شکل گیري بلوك‌هاي سیاسی بر مبناي ایدئولوژي بود، چنان چه قرن بیستم را قرن ایدئولوژي‌هاي بزرگ نامیدند  (1993: 7 Huntington,).

در این دوران همانند سایر کشورهاي بزرگ، رویکردي ایدئولوژیک بر سیاست خارجی آن کشور حاکم بود. در این مقطع هند تلاش کرد تا در قالب سیاست عدم تعهد عمل کند.

در واقع در آن دوره برآیند نهروئیسم در سیاست خارجی هند در جنبش عدم تعهد به عنوان مظهر این رویکرد مشهود است. در این دوره حزب کنگره در هند حاکم بوده و خط مشی آن کشور در چارچوب نهروئیسم تعبیر و تفسیر مي‌شد . ارزیابی کیسینجر از سیاست خارجی هند در دوران جنگ سرد گویاي این نکته است که در بخش اعظم دوران جنگ سرد، هند در مقابل سیاست‌هاي آمریکا در آسیا تنها نقش تماشاگر را ایفا کرد (کیسینجر 1381 ، 246 ).

2) در پس این سیاست و دومین نگرشی که بر سیاست خارجی هند حاکم شد، تفکر نئولیبرالیسم بود. این نگرش طی یک دهه از سال 1990 تا  سال 2001 میلادي وارد سیاست خارجی هند شد. در این دوران اصلاحات اقتصادي در هند آغاز و جریان‌هاي قدرت در هند در حال متحو ل شدن بودند؛ به بیان دیگر در این دوره قدرت از انحصار حزب کنگره خارج شد و بر پایه خط مشی نئولیبرالیسم که اقتصادمحور است قرار گرفت و اتحاد و ائتلاف با قدرت‌هاي بزرگ و کسب تکنولوژي‌هاي برتر محور جریان‌هاي اصلی سیاست شد. آن‌ها از طریق سیاست درهاي باز اختلافات سیاسی با کشورهاي همسایه خود را حل و براي حل این اختلاف‌هاي سیاسی، حرکت در زمینه‌هاي همگرایی اقتصادي را یک بستر مناسب تلقی کردند. به همین دلیل در مجموع هندي‌ها تلاش کردند در سطوح کلان ، خود را با پدیده جهانی شدن همراه کنند. این نوع نگرش برگرفته از سیاست نئولیبرال مبتنی بر اتحاد و ائتلاف در سیاست خارجی است که شامل بخش‌هاي اقتصادي نیز مي‌شود.

3) دوره جدید از ابتداي هزاره سوم و از سال 2001 و به ویژه در زمانی که حزب راست گراي« بهاریتا جاناتا » قدرت را در دست مي‌گیرد در سیاست خارجی هند نمایان مي‌شود. در این دوره جدید جهت گیري اصلی سیاست خارجی آن کشور امنیت محور و توجه به قدرت نظامي‌هند است و سعی مي‌کند با قدرت‌هاي بزرگ وارد تعامل شود تا حدي که در مدیریت امور جهان نقش بیشتري ایفا کند . در راستاي این سیاست و رویکرد امنیت محوري، بازسازي زیرساخت‌هاي نظامي‌و دفاعی کشور مورد توجه قرار گرفت. بر اساس آمارهاي موجود در میان پنج کشور اول و عمدة واردکنندة سلاح‌هاي متعارف طی سال‌هاي 1999 تا 2003 پس از چین، کشور هند به تنهایی واردکنندة هشت درصد کل تسلیحات جهان است (احمدی فشارکی 1390، 174).

در چنین شرایطی هند در مسیر هسته اي شدن و تبدیل به یک قدرت هسته اي قرار گرفته و به دنبال آن است تا از طریق عضویت دائم در شوراي امنیت به یک قدرت سیاسی برتر با نقش فرامنطقه اي و جهانی تبدیل شود و در کنار آن و تحت تأثیر جریان نئولیبرال حاکم بر قدرت اقتصادي هند، این کشور را به یک قدرت بزرگ فرامنطقه اي تبدیل کند. در این راستا و در فرایند سیاست گذاري، عوامل متعددي بر تغییر و تحولات سیاست خارجی هند تأثیرگذار است. با لحاظ وضعیت پیش گفته مي‌توان این گونه نتیجه گرفت که رویکرد سیاست خارجی هند از حالت ایدئولوژیک خارج شده و نوعی عمل گرایی (پراگماتیسم سیاسی) در رفتار خارجی آن کشور دنبال مي‌شود. بر این اساس ایران نمي‌تواند در معادلات منطقه اي و فرامنطقه اي از هند انتظار داشته باشد که در قالب‌هاي گذشته و به عنوان یک کشور جهان سوم و عضو مؤثر جنبش عدم تعهد عمل کند و در رفتار خارجی به ویژه در موضوعات و مسائل جهانی و امنیت بین الملل (هم چون مسائل و موضوعات هسته اي) از موضع ایران حمایت کند، بلکه این حمایت تنها در چارچوب محورهاي نئورئالیسم امکان تحقق خواهد داشت. در بررسی روابط ایران و هند و در شرایط کنونی لازم است به نوع نگاه و فهم دو کشور نسبت به یکدیگر و ارزیابی‌هاي متقابل توجه داشت.

نوع و ماهیت تعاملات دو کشور، و ارزیابی سیاست گذاران هند از جمهوري اسلامي‌ایران داراي ویژگی‌هاي ذیل است:

– ایران کشوري با موقعیت ژئواستراتژیک محسوب مي‌شود.

– ایران یک قدرت مهم منطقه اي در آسیاي غربی است و در معادلات امنیت منطقه اي جایگاهی مهم و تعیین کننده دارد؛

– ایران داراي منابع غنی نفت و گاز است و با توجه به نیاز هند به منابع انرژي‌هاي پاك، موضوع انرژي در دیپلماسی دو کشور داراي جایگاه ویژه اي است.

– ایران کشوري با نفوذ در جهان اسلام بوده و این مؤلفه در تعاملات دو و چندجانبه مي‌تواند ایفاي نقش کند.

– ایران کشوري شیعه با علائق مذهبی خاص خود بوده و به رغم وجود نظام مردم سالاري دینی، به عنوان کشوري آرمان گرا و نظامي‌ایدئولوژیک ، نوعی از آرمان گرایی بر سیاست خارجی این کشور حاکم بوده و عنصر ایدئولوژي در جهت گیري‌هاي سیاست خارجی این کشور، عنصري تعیین کننده است.

– امریکا از دید ایران قدرتی استکباري است و در شرایط کنونی داراي تضاد آنتاگونیستی با جمهوري اسلامي‌ایران بوده و ایران نیز آن را کشوري متخاصم مي‌داند.

 

3-9- عرصه‌هاي تعامل ایران و هند:

با توجه به قرابت‌هاي دیرینه و تاریخی، دو کشور داراي عرصه‌هاي همکاري وهمگرایی متعدد و متنوعی هستند که به مهم ترین آنها اشاره مي‌شود.

 

3-10- همکاری‌هاي منطقه ای

هندوستان و ایران، در سه دهه‌ی گذشته، منافع مشترک فراوان منطقه‌ای داشته‌اند. این امر با سرنگونی شوروی، بُعد نوینی به خود گرفته است؛ چنان که هر دو کشور از اتحاد شمال در برابر طالبان، طی سال‌های 1996 تا 2001، حمایت کردند. هم چنین هر دو کشور از سرنگونی رژیم طالبان حمایت می‌کنند و به دنبال جلوگیری از دردست‌گیری قدرت توسط طالبان یا رژیمي‌مشابه آن هستند. در واقع هندوستان به عنوان قدرتی منطقه‌ای در شبه‌قاره‌ی هند، منافع استراتژیک و قانونی در ثبات و امنیت افغانستان به دور از نفوذ حداکثری پاکستان دارد. ایران و هند اکنون نیز نگران آینده‌ی افغانستان و نوع نفوذ عربستان و پاکستان در آن هستند و دو کشور نیز تلاش کرده‌اند نقش مهمي‌در بازسازی و توسعه‌ی افغانستان داشته باشند.

در حوزه‌ی آسیای مرکزی نیز منافع مشترک فراوانی از جمله در تاجیکستان وجود دارد. علاوه بر این، توسعه‌ی بندر چابهار و بندرعباس، از دیگر پروژه‌های اقتصادی و منطقه‌ای ایران و هندوستان است. در واقع گسترش بنادر ایران و توسعه‌ی آن‌ها و آسان‌تر شدن دسترسی آن‌ها به آسیای مرکزی، بخشی از تلاش هندوستان جهت دستیابی به آسیای مرکزی، روسیه و اروپاست. یعنی رابطه با ایران به هندوستان کمک می‌کند تا به بازارهای مصرف کالا و منابع انرژی منطقه دسترسی یابد؛ چرا که هندوستان هیچ راه مستقیمي‌جهت دسترسی به آسیای مرکزی و حوزه‌ی کاسپین ندارد.

گذشته از این، توسعه‌ی بندرهای ایران برای هندوستان اهمیت سیاسی‌ـ‌امنیتی نیز دارد؛ چرا که توسعه‌ی بندر چابهار و بندر عباس، در رویارویی با فعال شدن بندر گوادر پاکستان توسط چین بوده و همکاری پاکستان‌ـ‌چین در تسلط بر راه‌های آسیای مرکزی بوده است و هند می‌تواند با کمک ایران، به ارتباط بیشتر دهلی نو با آسیای مرکزی کمک کند. هم چنین همکاری در زمینه‌ی انرژی، توسعه‌ی روابط تجاری و احداث کریدور شمال‌ـ‌جنوب، توسعه‌ی بندر چابهار و بندر عباس، مهم‌ترین محورهای همکاری اقتصادی و منطقه‌ای میان دو کشور به حساب می‌آید. این کریدور می‌تواند بندر مومبای یا بمبئی هندوستان را به بندر عباس و سپس بندر انزلی در ایران و سپس سن پترزبورگ و اروپای شرقی وصل کند و راه حمل کالا از اقیانوس هند به اروپا را کاهش دهد. جدا از این نیز خط آهن چابهار، زاهدان و دل‌آرام افغانستان با همکاری مشترک ایران، هندوستان و افغانستان مد نظر است.

در بُعد دیگری در سوم مارس 2007، در دهلی نو، ایران به عنوان ششمین عضو ناظر در سارک پذیرفته شد. در واقع عضویت ایران در سارک می‌تواند به عنوان بخشی از سیاست نگاه به شرق ایران تلقی شود و زمینه‌ساز دستیابی به بازارهای اقتصادی منطقه‌ی سارک، روابط نزدیک با قدرت هسته‌ای هندوستان و مقابله با منزوی ساختن ایران و ارتقای موقعیت استراتژیک ایران باشد. علاوه بر این نیز هندوستان رابطه با ایران را عاملی برای اعمال فشار بر پاکستان و آمریکا می‌داند. از نگاه هند، رابطه با ایران به هندوستان امکان می‌دهد تا اسلام‌آباد را دور بزند و از کوشش این کشور در جلوگیری از ایفای نقش هند در افغانستان و آسیای مرکزی بکاهد. هم چنین رابطه‌ی هند با ایران پیامي‌به آمریکا نیز هست تا به توسعه‌ی روابطش با اسلام‌آباد ادامه ندهد؛ چرا که در صورت توجه گسترده‌ی آمریکا به رقیب هند، دهلی نو می‌تواند به سوی گسترش بیشتر روابط با ایران حرکت کند. (رمضانی بونش 1392، 1).


 

3-11- نفی جهان تک قطبی: تغییر ساختار نظام بین الملل

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروي و پایان یافتن جنگ سرد و افول نظام دوقطبی و نظم جهانیِ حاصل از وضعیت جدید امنیت بین الملل، دو طرف زمینه‌هاي همگرایی بیشتري یافتند. دوران پس از پایان جنگ جهانی دوم و بروز تغییرات اساسی در ادبیات امنیت جهانی، ضمن مطرح ساختن نوعی نگاه انتقادي نسبت به نظم موجود و طرح مسائل جدید مبنی بر ضرورت و لزوم تغییر در ساختار نظام بین الملل، دیدگا‌هاي جدیدي را براي شکل بندي نظم نوین جهانی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی های درج شده در انتهای هر مطلب بخوانید ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

به سایت منبع

www.homatez.com

مراجعه نمایید